دستگیری قاچاقچی بزرگ مواد تریاک در جیرفت | مسلح بود

حسین سلامی در گفت و گو ب ایرنا افزود: پس از چندین ماه امر منسجم اطلاعاتی از سوی سربازان بی نام امام زمان (عج) در اداره داده ها شهرستان جیرفت، معلوم گردید یک باند قاچاق مواد مخدرمحموله های وزین مواد مخدر را از مرزهای شرقی کشور بارگیری و به استان های عمقی قلمرو ترانزیت می بطی ء.

وی دنباله داد: موقت دستورات قضائی لازم برای وقوف و دستگیری اعضای مرتبط با این باند صادر و مأموران اداره اطلاعات موفق شدند محل اختفای سرکرده اصلی را شناسایی کنند.

دادستان جیرفت گفت: درون یک عملیات اطلاعاتی غافلگیرانه، سربازان بی نام امام زمان (عج) موفق شدند بدون درگیری مسلحانه این شرور مسلح را به همراه یکی از همدستانش تو محل مخفیگاهش اسیر و در نظارت از نگرش مقادیری سلاح و مهمات، یک دستگاه خودروی پژو ۲۰۶ و قیمت ۳۰۰ کیلوگرم مواد مخدر از نوع تریاک کشف کنند.

سلامی با بیان اینکه مقصد نهایی تمام محموله های مواد مخدر این باند مربوط بوسیله خارج از استان کرمان بوده است، اخبار کرد: این شرور مسلح همچنین به تهمت قتل عمدی نیز تحت تعقیب قضائی قرار داشته است.

وی ضمن هشدار به قاچاقچیان و مخلان نظم و امنیت و اینکه باید منتظر برخورد قطعی دستگاه قضائی باشند، گفت: آدم می توانند در صورت مشاهده هرگونه موارد مشکوک، مراتب را از عادت شماره ۱۱۳ بوسیله خادمان خویشتن و حافظان کنف در اداره کل اطلاعات استان کرمان شناسایی دهند.

به گزارش ایرنا تو چند روز گذشته نیز سربازان گمنام امام زمان (عج) در اداره مفروضات جیرفت فیروز بوسیله خرابی یک باند قاچاق مواد مخدر و دستگیری بعضی از سوداگران مرگ و توقیف یک محموله نیم تنی مواد مخدر شده بودند.

جیرفت درون فاصله ۲۳۰ کیلومتری جنوب کرمان واقع شده است.

گیاهان زیبا  اما خطرناک

شماری از آپارتمان نشینان با نگهداری و درس گیاهان آپارتمانی، طراوت و زیبایی را به منازل خویشتن می برند تا ضمن این که محل سکونت خویشتن را بانشاط کنند به نوعی باعث تصفیه هوای محل زندگی خود هم شوند. اغلب گیاهان خانگی خطری برای حراست ندارند، اما تعداد کمی از آنها امکان پذیر است موجب مسمومیت های شدید یا خفیف، تهییج پوستی، خوف های معده یا ابراز آلرژی شوند. با توجه بوسیله رواج نگهداری انواع گلدان های زینتی و آپارتمانی لازم است فرع مندان به این کار از خطرات و عوارض مراقبت آنها مقدمه باشند. طبق نظر پزشکان و کارشناسان گیاهی، مسمومیت های گیاهی در کودکان شدیدتر از بزرگسالان است. از ناراحتی های گوارشی تا مرگ

کبری توفیقی دارای دکترای فیزیولوژی گیاهی داخل قزوین در گفت وگو با همشهری می گوید: اکثر گیاهان بی خطر و فاقد مواد سمی اند، ولی فدایی از گیاهان دارای ترکیبات زهردار اند و می توانند بخاطر دیگر موجودات زنده، خلق مسمومیت یا مالیات دیگری کنند. مصرف این گیاهان توسط مردم یا حیوان می تواند خطرناک باشد. مسمومیت با تعدادی از گیاهان سمی می تواند باعث ناراحتی های گوارشی یا عصبی خواه تحریکات پوستی شود و حتی در تعدادی موارد به مرگ بینجامد. بدبختانه در طبیعت هم برخی افراد گیاهانی را با گیاهان دارویی یا سبزی اشامیدن غلط می گیرند که باعث مسمومیت می شود.  

وی بیان می کند: از آنجا که کودکان از خطرات دوروبر خود بی خبرند اگر گیاه زهردار در خانه نگهداری می شود باید مواظب کودکان باشیم تا آن گیاه را لمس نکنند یا در دهان خود نگذارند. داخل طبیعت هم خانواده ها باید بوسیله شدت مواظب باشند تا کودکان هر گیاهی را به دهان خود نبرند.  
به گفته توفیقی، یکی از مسمومیت های رایج گیاهی، مسمومیت با قارچ های زهردار است. داخل سال گذشته هم شاهد بودیم بعضی از افراد با کاربرد قارچ سمی جان خود را از دست دادند. با افزایش باران به ویژه در فصل بهار رشد قارچ درون طبیعت اضافه می یابد متاسفانه برخی از خانواده ها ناآگاهانه از قارچ ها مصرف می کنند و دستخوش مسمومیت می شوند. افراد لازم است از مصرف قارچ هایی که سنخ آنها را نمی شناسند استثنا خودداری کنند. خرزهره؛ گلی زیبا اما خطرناک 

این استاد دانشگاه می گوید: حتما همه افراد گیاه خرزهره را تو پارک ها و باغچه های بعضی منازل دیده اند. خرزهره درختچه ای همیشه سبز با گل های سفید، صورتی یا قزل مبهم است که به عنوان خاربن زینتی تو پارک ها و باغ ها کاشته می شود. نگهداری این خار در آپارتمان ها بی آرامی بیش عرف دارد، اما همه قسمت های این علف هرزه از ریشه تا گلبرگ و شیره آن فوق العاده سمی و بدخیم است. سال هاست پژوهشگران درباره بود ماده فوق العاده سمی و مهلک درون خرزهره که روی بافتن قلب غصه پی می گذارد هشدار می دهند. با وجودی که این گیاه تراب های متجاوز زیبایی دارد ولی ربط با آن می تواند موجب خلق کردن خیز نامنظم دل و تا اینکه داخل مواردی ایست قلبی شود.

وی ادامه می دهد: آمارها مدال می دهد مسمومیت با گیاه خرزهره به خصوص تو ایران اتفاقی شایع است، بجای این گیاه به صورت گسترده داخل پارک ها، مراکز تفریحی و بلوارها و باغچه های منازل داخل دسترس جمله است. همه قسمت های این گیاه اعم از گل، دانه، تجهیزات و ساقه آن حاوی ماده ای سمی است. این ماده اثری شبیه به دارو دارد و نیروی انقباضی قلب را افزایش و راهنمایی الکتریکی آن را کاهش می دهد و می تواند برای دل مشکلاتی را خلق کند و حتی به ایست قلبی منجر شود. برای همین بوسیله خانواده ها توصیه می شود که اگر داخل باغچه منزل خود این خاربن را دارند یا تو پارک ها مشاهده می کنند به کودکان خود آموزش دهند که آن را رایحه نکنند یا تو دهان خود نگذارند. مصرف ۵ تا ۱۵ مغز برگ این خاربن می تواند بوسیله مرگ منجر شود. گیاه دیفن باخیا 

این استاد دانشگاه اظهار می بطی ء: خار دیفن باخیا به عنوان تراب آپارتمانی با شرایط نگهداری آسان همه مکان شناساندن می شود. این گیاه یکی از گل هایی است که در اکثر منازل خانواده هایی که به گل و شوک علاقه دارند وجود دارد. فام سبز و ترکیب ته رنگ زیبای این علف هرزه آرامش خاصی را به همراه دارد. دیفن باخیا با تمام زیبایی از گیاهان سمی است. بنابراین تو زمان افزایش و جابه جایی آن باید مراقب بود و از دستکش استفاده کرد تا از تماس با محلول غلیظ قندی دارویی این علف هرزه که سمی است و سوز زیادی ایجاد می نرم جلوگیری شود. همچنین داخل صورتی که دست مردم با گل دیفن باخیا بستگی داشته باشد حتما باید دست ها قبل از بستگی با چشم یا کلمه شسته شود.

توفیقی می افزاید: سمی که در این گیاه حیات دارد سمی به معروفیت کلسیم اگزالات است. این ماده نوعی کریستال سمی است که پس از آسیب دیدگی خرابه سلولی و تخریب آن به بیرون نشت می شود. تو واقع ترشح این ماده سمی یکی از مکانیسم های گیاه در مقابل حیواناتی است که برای دیفن باخیا دشمن به حساب می آیند. حیات این گیاه به خودی خویشتن خطری ندارد، ولی اگر انحصاری برگی از این گیاه را داخل دهان خود بگذارد دستخوش مسمومیت می شود. خانواده ها باید این نوع گلدان ها را دور از دسترس کودکان خود قرار دهند، زیرا بارها شاهد مسمومیت های جدی کودکان از قاعده دیفن باخیا بوده ایم. بهتر است بگوییم که بهترین جا برای حراست این گیاه اداره ها و راه اندازی ها هستند. به گفته وی، از گیاهان سمی شوهردار دیگر می توان به گیاهان تزئینی مانند ویستریا، گل انگشتانه، ادریسی، زنبق دره، پرچم گیاه، گل داودی، فیکوس و تراب نرگس اشاره کرد. البته یادگیری این گیاهان در ساختمانی و تماشای آنها لذتی بسیار زیاد دارد و هیچگاه منعی برای بود آنها در منازل محو فقط باید همه چیز را در مورد آنها بدانیم و نکات امنیت را در بستگی با آنها احترام گذاردن کنیم.   اقدامات بدوی 

این استاد دانشگاه تصریح می کند: داخل رخ بلعیدن تقدیر های متنوع یک گیاه سمی مانند میوه، دانه و تجهیزات آن حتما باید با مرکز اطلاع رسانی داروها و سموم وابستگی بگیرید. همچنین داخل رخساره خوردن شیرابه برگ های بریده گیاهان سمی مانند دیفن باخیا، آزالیا، خرزهره، آلاله، اقاقیا و پیاز گل نرگس که انگیزه سوختگی قطعی پوست، باد حلق و واژه می شود چنانچه مصدوم وارد است باید برای سخت کردن سم شوک به وی آب یا شیر خوراند. داخل رخ در وارستگی داشتن زغال کوشا می توان پودر زغال فعال را درون آب محلول کرد و به بیمار داد، زیرا مولکول های زغال داخل روده و معده به زهر می چسبد و جلوگیری کننده جذب آنها می شود. بخور اکالیپتوس بی قراری تو صورتی که به اشتباه خورده شود به مسمومیت های شدید می انجامد. اگر این مورد پیش آمد باید مصدوم را سریع به درمانگاه رساند.  وی می گوید: قرمزی پوست، چشم، مشت و عارض از اولین علائم آلرژی به گیاهان آپارتمانی است. در صورت مسمومیت نیز باعث خرابکاری و سوزش مخاط خفیه می شود و سوز حنجره و دریافتن ایجاد می کند. از گیاهان خانگی نترسید

کبری توفیقی دکترای فیزیولوژی گیاهی اعتراف می کند: مردم نباید از پرورش و نگهداری گیاهان آپارتمانی بترسند. استوار است که بعضی از گیاهان زهردار اند، اما یادگیری و نگهداری آنها به تنهایی مشکل ساز نیست. فقط کافی است مراقب باشیم از آنها استفاده های غلط نشود و دور از دسترس کودکان قرار بگیرد. خانواده ها هم برای شناخت بیشتر این گیاهان و آگاهی از خطرات آنها حتما برای مراقبت باید با افرادی که داخل این زمینه معلومات کافی دارند چاره کنند. قطعا کیف و آرامش نتیجه از تماشای این دوستان سبز شوهردار بها تصرف این آگاهی ها را دارد.  وی امتداد می دهد: یکی دیگر از عوامل بی تابی قوم ها، ارشد نمایی خطرات و مالیات مسمومیت ها و نقل شعر های نادرست به خاص در فضای رمزی است. تصرف اطلاع از کانال های معتبر و اشخاص کارشناس در این امر می تواند بهترین روش باشد.

اسطوره تلخ بانو

به این بهانه، با صاحب سرقفلی، حمام «خانم» خواه «قبله»، قدیمی های راسته و مشتریان گرمابه و همچنین مسئولان درباره چرایی متد کنونی حمام پرسیده ایم.  

مقدماتی بناهایی که پس از تکمیل «باروی» سلطان «طهماسب» داخل تهراناحداث شده، حمام، تکیه و دبیرستان «بانو» وجود. مدرسه در حمله افغان ها تخریب شد و تنها دوش و تکیه باقی باقی مانده است. سال ۱۳۸۲ که مهر ثبت ملی پیاده شدن حمام خورده شد، بسیاری گمان کردند دوش از کبود شدگی روزگار در امان می ماند. ولی مدتی است حال و روز حمام مریض شده و در بنای ۴۰۰ساله بوسیله روی آنهایی که برای استحمام حماممی رفتند، بسته شده است. دلیل آن برداشته شدن مهجور حمام است که با انجامش کف دوش به طاق گردون گره خورده و این اتفاق داخل واقع کاربری حمام را از بین محبوس است و همین موجب شده آنهایی که تا ۲ سال پیش، پا درون حمام می گذاشتند، کیسه و سفیدابشان را تو خزینه های دیگر به خشکی امدن تن بکشند و بوسیله گرمابه قبله نروند. تعطیلی ناخواسته دوش اکنون به داستانی کشدار تبدیل شده است که کسی دوست ندارد بیش از این امتداد پیدا کند.   دوش«مادام» چگونه «قبله» شد؟  

سال ۱۳۴۰ زمانی که عادات نبود نام زنان پهلو درون و دیوار ایالت باشد، اسم «خانم» را از روی حمام پهلو می دارند. همان زمان، پدربزرگ مالک فعلی سرقفلی، برای اینکه نام حمام خانم را حفظ کردن کند به بهانه اینکه تو حمامرو به قبله باز می شود کنیه گرمابه را از خانم به قبله تغییر عدل و به این ترتیب شهرت دوش قبله را در خیابان پانزده خرداد و بازارچه «نایب السلطنه» ماندگار کرد. حمامی که به گفته «بادامی» نوه مالک سرقفلی حمام، روزگاری ۳۲۰ مترمربع مدت معین داشت اما اکنون کمی از آن تغییر کاربری داده شده است: «تا سال ۱۳۳۱، مدت معین حمام ۳۲۰ مترمربع مشتمل کنار چند مغازه، گرمابه زنانه، گرمابه مردانه و حسینیه بود. در این سال مرحوم «سربیشه» که مالک گرمابه بود، برای مغازه های وقف حمام، دوش و حسینیه همجوارش سند جدا گرفت. با تفکیک سندها تنها ۱۹۸ مترمربع از حمام پاینده ماند.» مرمت ها هویت حمام را از بین می برد 

این حمام در گذشته دارای ورودی و سر در قدیمی بوده است که پیش از انقلاب اسلامی، سر درون ورودی تخریب و نوسازی شده و جداره قدیمی آن زیر بستر جداره متاخر قرار گرفته است. بادامی داخل این باره می گوید: «دوش بوسیله سبب قدمت بالای خود، هر۳۰ سال یکبار، مورد تعمیر فراغت می گیرد تا پا بر جا بماند. دلیل این مرمت ها این است که حبس رطوبت و جاری بودن آب تو حمام، به بناء خسران دانا می شود و باید آن را تعمیر کرد. » هرچند تو میانه تعمیر ها برخی آثار تاریخی و چشمنواز حمام از بین رفته و جز خاطره ای درون ذهن ها چیزی از آن باقی نمانده است. «اصغرمحمودی» از قدیمی های بازارچه وکیل السلطنه می گوید: «لوحه های زیبایی طریق در حمام بود. تزیینات و کاشیکاری های گل بوته آن بوسیله بخشی زیبا وجود که هر بیننده ای را محسور خویشتن می کرد.» او براین باور است با هر مرمت، بخشی از هویت این دوش از بین رفته است: «هر جنین پس از اینکه مرمت ها ایفا می شود، بخشی از هویت حمام گم می شود. برای مثال کاشی ها و بوته هایی را که عادت درون گرمابه بود را دیگر ندیدم. تا اینکه ورودی پله ها آجرفرش بود که نمی دانم چرا آن را از بین بردند. حتی کاشی های خزینه بی قراری آن کاشی های قدیمی محو و کاشی های دیگری را جای آن گمارش کرده اند.»

پرونده مرمت حمام مزار می خورد

«تقاضا می کنم پرونده تعمیر مفتوح شود و شهرداری و اداره میراث فرهنگی، طرح مرمت را که از پیش تدوین شده است، به مرحله اجرا در بیاورند تا دوباره تماشاگر بازگشایی حمام و استفاده مردم از این مکان که در راسته مقیاس ندارد؛ باشیم.» این درخواست «بادامی» نوه مالک سرقفلی گرمابه است. او می گوید: «شهرداری باید هزینه های تعمیر را تأمین و اداره میراث فرهنگی عملیات مرمت را ایفا دهد. بوسیله نشانی سرقفلی دار اجازه ندارم سقف حمام را ثابت قدم کنم چراکه قلمرو ثبت ملی شده و عزب میراث فرهنگی مجاز به این کار است.» مرمت ابنیه ثبت ملی بر عهده داری میراث فرهنگی است 

«براساس قانون، میراث فرهنگی متولی بناهایی است که به ثبت ملی فصیح اند. هرگونه هزینه برای مرمت این ابنیه باید از لفظ میراث فرهنگی رخساره بگیرد و شهرداری مسئولیتی تو قبال تعمیر خواه تأمین خرج برای بازسازی و… ندارد.» این یکسره ها را «فرشاد شهیدزاده» مدیر گردشگری شهرداری منطقه می گوید: «گرمابه مادام یا قبله ثبت ملی شده و اداره اوقاف کنار آن مالکیت دارد. میراث فرهنگی باید با راه اندازی اوقاف به تفاهم برسند تا بتوانند مرمت را انجام دهند یا به مالک اجازه انجام مرمت بدهند.»

مسائل میراثی را تعیین تکلیف کنید

یکی از مشکلاتی که بناهای تاریخی و ثبت ملی شده با آن مشت و پنجه کند می کنند، مالکیت های دوگانه ای است که میان میراث فرهنگی و خداوندگار پا بر جا خلق شده است. میراث فرهنگی اجازه هرگونه تعمیر و تغییری را در املاک ثبت شده به مالک نمی دهد و خود میراث نیز به برهان محدودیت های مالی، قادر بوسیله تعمیر بناهایی که آنها را ثبت کرده و مسئولیت قانونی حفظ کردن آن را برعهده دارد، ازاله. در این میان به رویت می رسد، مسئولان میراث فرهنگی درباره چرایی آغاز مرمت برخی بناها بدون تأمین شرف لازم و نیز تکرار خسارت های وارده به مالکان در جای پا مرمت های نیمه کامل پاسخگو نیستند که ضرورت دارد در این باره مسئولان میراث فرهنگی توضیح روشنی درباره دلایل این موضوع ارائه کنند. همشهری کوچه آماده واژگونی نظرات مسئولان میراث فرهنگی تو این باره است. اجنه خارجی تو حمام

یک روزصبح جمعه، عده ای گردشگر آلمانی بخاطر ملاقات به حمام آمدند. بین آنها خانم هایی بودند که لباس های رنگی کنار تن داشتند. اروپایی ها به دلیل ژن و آب و هوایشان موهای فاصله و چشم های رنگی دارند و این انفراد آنها را از خاوری ها متمایز می درنگ. وقتی یکی از گردشگران جوان از پله ها پایین آمد و این افراد را نظر غش کرد. آب بوسیله سرو صورت بالغ زدیم و وقتی به شعور آمد دلیل ترسش را پرسیدیم. جوان که بدیع شعور به سرش برگشته بود از اینکه درباره بود جن ها تو حمام داستان های زیادی شنیده بود، دست افزار زد و گفت با نظر گردشگران فکر کردن کرده جن دیده است. وقتی حرف های این بالغ را برگردان کردیم، گردشگران از اینکه با جن اشتباه گرفته شده بودند، حسابی خندیدند.

ویزای شنگن | اهرم فشار سندیکا اروپا برای مقابله با مهاجرت غیرقانونی

به گزارش یورونیوز، شورای اروپا هفته گذشته با پیشنهادی موافقت کرد که تو آن ساز و کار کننده برای افزایش سطح همکاری کشورهای دیگر در اساس پذیرش مهاجران غیرقانونی پیش دماغ شده است.

در ساز و کار پیش بینی شده از وضع محدودیت برای صدور ویزا به نشانی ابزاری در راستای اعمال فشار کنار کشورهای دیگر کاربرد خواهد شد.

براساس مصوبه شورای اروپا دشت کشورهایی که با کمیسیون اروپا در شالوده پذیرش مهاجران غیرقانونی همکاری نمی کنند محدودیتهای «مشخصی» در تماس با «روند» صدور ویزا و حتی «هزینه صدور» آن اعمال خواهد شد.

از سوی دیگر در این مصوبه پیش بینی شده است که صدور روادید بخاطر اتباع کشورهایی که در ماخذ قبول مهاجران غیرقانونی با کمیسیون اروپا شرکت می کنند تسهیل خواهد شد.

«هزینه صدور روادید»، «زمان لازم برای صدور» و «مدت زمان ناموس گذرنامه» و «تعداد دفعات ورود دارنده روادید» از عموم عواملی هستند که تصمیم گیری درباره آنها موقوف به میزان شریک کشورها خواهد بود.

در مقررات متاخر هزینه صدور ویزای شنگن به جای ۶۰ یورو ۸۰ یورو پیش بینی شده است.

مقامات هم گذاری اروپا ابرام می کنند که تصمیمات متاخر در راستای تسهیل سفرهای قانونی و مبارزه با مهاجرت غیرقانونی اتخاذ شده است.

جایگزینی خودروهای کارکرده با تاکسی های ضعیف

مرتضی ضامنی در گفت وگو با ایسنا، با بیان این که داخل ناوگان تاکسیرانی انباشت فرسودگی بسیاری داریم، گفت: ۱۵۲ هزاره دستگاه تاکسی بوسیله سن فرسودگی روان اند که تا آخر سال ۹۸ این تعداد به ۱۹۲ هزاره دستگاه خواهد رسید.

او ادامه داد: در سال جاری با پیگیری های بسیار توانستیم ۱۰ هزار سهیمه تاکسی از شرکت خودروساز بگیریم که البته آن هم منوط به خلق برخی شرایط است بنابراین لازم است که از حجم های دیگر در این مملکت مصرف شود تا از انباشت فرسودگی کاسته شود. یکی از این ظرفیت ها کاربرد از خودروهای کارکرده موجود است.

مدیر عامل اتحادیه تاکسیرانی های شهری کشور افزایش کرد: پیشنهادی از جانب کلکسیون وزارت کشور و اتحادیه تاکسیرانی های شهری کشور به بخت داده شده است که خودروهای کارکرده ای که ناچیز از ۳ سال زندگی دارند و مشمول وضعیت شورای برجسته ترافیک شهرهای سرزمین هستند در ناوگان مورد استعمال فراغت گیرند؛ بوسیله طوری که مالکان تاکسی های درمانده به ازای اسقاط تاکسی فرسوده، می توانند خودروی کارکرده ای را با آن مشخصات رنگ کنند و پلاک آن را به “ت” تغییر دهند و متوجه ناوگان تاکسیرانی کنند.

او گفت: این طرح داخل اقبال در حال بررسی است و امیدواریم با تایید آن پتانسیل دهش برای کاهش انباشت فرسودگی ساختن شود. هر خودرویی امکان این را ندارد که بوسیله تاکسی تغییر شود؛ شورای عالی ترافیک شهرهای کشور نیز شرایط خاصی برای ناوگانی که می توانند پلاک تاکسی اخذ کنند، معلوم کرده است. مثلاً ابعاد خودرو یکی از آن فردی هایی ست که مسافر بتواند راحت در تاکسی بنشیند و بوسیله همین جهت خودروی پراید بوسیله دلیل نامناسب بودن ابعاد خودرو از ناوگان تاکسیرانی حذف ش.  همچنین وضعیت دیگری همچنین از جمله حجم موتور برای این ناوگان داخل نظر محزون شده است.

گزارش دیدار نایجل فاراژ پیشگام حزب برگزیت با ترامپ

نایجل فاراژ، رهبر حزب برگزیتبریتانیا می گوید روز سه گانه شنبه دیدار «خوبی» با دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا داشته است.

رئیس جمهوری ایالات متحده پیش از این از نایجل فاراژ به نشانی «دوست» خود یاد کرده بود.

نایجل فاراژ که یکی از رهبران کارزار زین اتحادیه اروپا تو روانی همه پرسی سال ۲۰۱۶ بریتانیا وجود پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آن سال یکی از اولین اتباع بریتانیا حیات که با رئیس جمهور برگزیده آمریکا در نیویورک دیدار کرد.

نایجل فاراژ پس از ملاقات روز سه شنبه خویشتن با دونالد ترامپ درون ورق توئیترش نوشت: «دیدار خوبی با رئیس جمهور ترامپ داشتم. او واقعا به برکسیت باور دارد و از سفرش به لندن بیش لذت دستگیر است.»

راهنما حزب برگزیت همچنین اخبار کرد که رئیس جمهوری ایالات متحده نگران مدت زمانی است که اجرای برگزیت به طول انجامیده است.

دونالد ترامپ تو مصاحبه هفته گذشته خود با نامه «ساندی تایمز» از نایجل فاراژ به عنوان محدودیت «بسیار باهوش» یاد کرده بود. دیدار روز سه شنبه دونالد ترامپ با نایجل فاراژ پس از کنفرانس خبری مشترک رئیس جمهوری آمریکا با ترزا می، اول وزیر بریتانیا ایفا شد.

بنا بوسیله گزارش ها علاوه پهلو نایجل فاراژ دو جسم حزب محافظه حکم بریتانیا که سرپرست برگزیت هستند نیز با دونالد ترامپ دیدار کرده اند.

ملاقات با آقای بازیگر

خانه ای که هر گوشه اش مملو از خاطره است، خاطرات حرمت سینمای ایران از روزگاری که در تئاترهای لاله زار پیش پرده خوانی می کرد تا زمانی که به عنوان چهره ماندگار سینمای ایران معرفی شد. خانه استاد عزت الله انتظامی، علاوه بر بسرنوشت شوم دچار کردن های مختلفی که مخاطب را با فعالیت های هنری او آشنا می کند، یک سالن ارائه حزن دارد که کارگاه هنری های آموزشی هم درون آن برگزار می شود. در آستانه ۳۱ خرداد، سالروز تولد آقای بازیگر، به این خانه کفش سری زدیم.  

 ساختمان یک طبقه استاد شرف الله انتظامی از سال ۹۳ به پیشنهاد خود ایشان به خانه ملکی تبدیل شد تا جایی برای تیمار اندیشی مردمان هنر و علاقه مندان به سینما باشد. کافی شاپی هم داخل تعاقب بام ساختمانی میزبان شماست.

 پوستر نمایش هایی که بعد از انقلابدر تماشاخانه شهر اجرا شده اند، زینت بخش یکی از دیوارهای ساختمانی شده است.

 تالار نمایشی با عنوان «من عزتم نوزاد سنگلج» در انتهای محوطه است. تو بدو ادخال مجسمه استاد، در حالی که انگار بوسیله مخاطبان خوشامد می گوید، ایستاده است. سالن نمایش دو طبقه زیر زمین است.  

 داخل دنباله عکس های اعتبار الله انتظامی در گرداگرد های مختلف زندگی اش را می بینید. جزء هایی از فیلم های احترام الله انتظامی هم پخش می شود.

کالبدشکافی یک فاجعه | چرا نجفی؟

اصلا این پیوستگی ملک را به یک بهت فرو برد؛ محمد علی نجفی که با روی کار آمدن دولت حسن روحانی، معلمان ملک تو طوماری منتظر انتخاب او به نشانی وزیر آموزش و پرورش شدند و چند صباح سپس وقتی شهردار تهران شد همه می گفتند خودش را باید برای دور بعد اینده ریاست جمهوری آماده کند، چرا مرتکب قتل شده است؟

تصورش هم حتی شیرهدار است که محمد علی نجفی نفر اول کنکور، دانشجوی نمره اول دانشگاه شریف در رشته ریاضی، تحصیلکرده دانشگاه ام ای تی آمریکا، استاد دانشگاه شریف، وزیر اسبق علوم و تحقیقات، محبوب ترین وزیر آموزش و پرورش پس ازآن از انقلاب، رئیس اسبق سازمان برنامه و بودجه، عضو پیشین شورای شهر، مهتر اسبق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و درون نهایت شهردار اسبق تهران به قتل همسرش پیش روی کند.

پرونده کشتار شوهر دوم محمد علی نجفی درون شرایطی تازه باز شده است که پرونده یکی از حکم کشته ترین سیاستمداران سرزمین بسته شده؛ سیاستمداری که توفانی ترین روزهای زندگی اش را در پیش دارد و هیچ کس رویت عکس او با لباس زندان بوسیله دلیل جنایت همسر دومش را اعتقاد نمی درنگ.

یکی از شاگردان نجفی تو اینستاگرامش برای او یادداشتی نوشته بود: از من چنانچه بپرسید استادمان چگونه تا انتهای تباهی رفت، پاسخم «تکیه بوسیله لحظه بیش از حد» بود. ابد حس عجیبی از کنترل تمام به خشکی امدن اوضاع داشت. همیشه همگی جواب ها را می دانست. کنار قله درایت و منطق نشسته حیات و فکر می کرد آنجا جایش امن است. اما تو این جهان هیچگاه جا بخاطر فرزندان آدم امن نیست.

دکتر نجفی نمای آدم های تامین را داشت. مطمئن به خودشان، به هوششان، به شانس شان و مطمئن بوسیله اینکه باز هم حلش خواهند کرد. غلام از آدم های مطمئن می ترسم. هیچگاه چیز از هیچ انسانی بعید محو و ما هم انسانیم. داستان استاد ما را که می شنوید، بدانید: «شاید برای شما هم موافقت بیفتد.»

گفتار- بایگانی نجفی جای جریان سازی سیاسی حلق

مجید رضائیان- استاد دانشگاه و پژوهشگر مجله نگاری 

سرگذشت ای که برای شهردار اسبق تهران ائتلاف افتاد و پوشش رسانه ای آن را باید از ۳زاویه مورد وارسی قرار دهیم؛ ابتدا اینکه رسانه های ما تو تصادم اتفاق افتاده به ظاهر آن فقط توجه می کنند و پوشش خبری برای لمحه ای است که اتفاق بی ریا و این در حالی است که برای پیگیری خبری باید بوسیله سراغ گوهر های این حادثه رفت و بوسیله ظاهر آن توجه نکرد؛ چراکه این حوادث ریشه ها و دلایلی دارد که ابتدا باید تا حدی که لزوم دارد، به آنها پرداخته شود و پس ازآن باید به دنباله تصادف که زوایای پنهان دارد، توجه کرد.

نکته دومی که در این ماجرا وجود دارد، کلیدواژه ای است که در اعترافات محمدعلی نجفی وجود دارد و باید به آن توجه کرد. اینکه در اعترافات گفته می شود «می میل اسرار من را فاحش کند و غلام یک سال محبوس این واقعه بودم» این کلیدواژه علامت می دهد که احتمال دارد این سیلان فراتر از موضوعی خانوادگی بوده و جریاناتی در پشت صحنه وجود دارد که ابعاد آن رک نیست. در ادامه باید بوسیله این کلیدواژه پرداخته شود که چه دست و یا دست هایی داخل پشت سر این خانم بوده که مداومت داشته اسرار همسرش را برملا کند.
نکته ته مربوط بوسیله گنجایش ویژگی دکتر نجفی است.

شخصیتی درون سطح دکتر نجفی با این سطح از هوش، نابغه بودن، لله دانشگاه بودن و افتخاراتی که داشته، چطور امکان پذیر است از مسیر اصلی عمر خود خارج شده و عنان اخلاق را از دست بدهد. درس اخلاقی این وقوع باید برای همگی مطرح شود، اینکه هیچ کس مصون از خطا نیست و این اتحاد امکان پذیر است برای هر انفراد پیش بیاید. اگر این ۳ زاویه را تجسس کردیم، پس ازآن باید سراغ بی طرفی رسانه ها برویم.

مسئله تأسف برانگیز داخل ماجرایی که برای طبیب نجفی اتفاق افتاد، این است که برخی رسانه هایی که ادعای ارزشی و اخلاقی بودن دارند، با اینکه از موجودی مدنی و سیاسی دکتر نجفی مطلع بودند، سعی کردند از موضوعی که فراتر از مواضع دیپلماتیک است، با بی اخلاقی جریان سازی کنند. این حادثه، موضوعی حلق که ویژگی بخواهد از آن دفاع و یا بهره برداری سیاسی کند. افراد و رسانه ها باید از دیدن اخلاقی به درجه منهای صفر فصیح باشند که بخواهند از این روانی بهره برداری دیپلماتیک کنند. این جریان آینه ای را در طبق چشمان مخاطبان فراغت داد که برخی از رویت اخلاقی به نعوظ کامل فروپاشیده شده اند و به هیچ چیزی توجه نمی کنند. به هر حال خبرنگار صداوسیما در پوشش خبر این رخداد معزز بود که بی طرفی کامل را رعایت می کرد که این رسانه دچار زکام مخاطب نشود.

گفتار- افسردگی در چهره نجفی مشهود است

  امیرمحمود حریرچی-مددکار اجتماعی و روانشناس

این روزها خبر تأسف باری نقل محفل همگان شده که از چند جهت تکان دهنده است و بهت بسیاری را به همراه داشته است. چرا که اتفاقی که صورت داده مربوط به فردی است که همواره و در هر کود ای از زندگی خود خوشنام، برگزیده و تأثیرگذاربوده وحتی زحمات بسیاری را نیز برای انقلاب و نظم متحمل شده است. حالا دور از انتظارهمگان، اتفاقی رخ داده که گوناگون اتهامات، قضاوت ها و نقدها به سویش آماج می جوی. ازسیاسیون گرفته تا اجتماع شناسان و روانشناسان و حتی مردم عادی همه و همه داخل باره اش گفتگو می کنند.

ولی آنچه بسیار از همگی جای تأسف دارد بهره برداری های سیاسی است که از این ماجرا در حال ادا است. موضوعی که تبدیل شده بوسیله یک مسئله سیاسی و جناحی؛ آن هم بخاطر موضوعی که هنوز چرایی آن شفاف و روشن محو. ولی هزاران استدلال و اظهارنظر از هر طیف و سن و سالی شنیده می شود. قضاوت هایی که درست یا نادرست بودن شان باید منوط شود به فاحش شدن نهایی قضیه اما در جامعه ما این ضابطه گویی عادی شده که با هر رخدادی هر کسی در هر درجه و جایگاهی به خود اذن می دهد تا اظهارنظرهای متعددی داشته باشد.

تا اینکه تماشاچی هستیم که افراد به اظهارنظر و نقد بسنده نمی کنند و بوسیله تحلیل هایی توامان با نیش و کنایه نیز رو می آورند. این در حالی است که هیچ محدودیت تا در وضعیت قرین فراغت نگیرد نمی تواند شرایط موجود را حس و قضاوت کند، اما کارگر که در میان مردم ما متجاوز مد شده این است که به فراغت یکدیگر را قضاوت می کنند؛ عاری اینکه شرایط روحی و قضیه و تا اینکه جسمی فرد مورد نظر را بشناسند و آن را حس کنند.

خوب است بدانیم همه ما داخل لحظاتی از زندگی خود می توانیم دستخوش اختلالات روان شویم به خصوص اینکه یک چهارم جامعه ما بنابر آمار به طرز ای با موضوع اختلالات سیلان درگیرهستند. پس چگونه انتظار داریم که یک مسئول ازاین سیلان دور باشد؟ درحالی که صورت دادن چنین اتفاقی بخاطر هرکسی درون هر سطحی از جامعه می تواند رخساره دهد. ضمن اینکه وضعیت موجود نشان می دهد که آقای نجفی نه وضعیت جسمانی مطلوبی را در چندماه اخیرداشته اند و خیر شرایط فکری و حتی افسردگی در بود ایشان پدیدار است و خونسردی بیش از وزن پس از تصادم جرم نیز خویشتن به نوعی گویای همین موضوع است.

از رویت روانشناسی موضوعات ریشه ای و زمینه های بسیاری وجود دارد که می تواند موجب شود تا فردی هر چند باثبات و خونسرد و ثابت قدم دست به اقدامی بزند که بدون تردید پشیمانی به همراه دارد و باید بررسی شود که چرا شخصیتی با چنین مشخصاتی دچار چنین فروپاشی می شود؛ اما آنچه حیات دارد این است که جنون در انسان اتفاقی است و دریک حین که بی مانند اصلا متوجه نیست قیافه می دهد؛ یعنی اینکه آستانه تحمل او آن چنان پایین بیاید که نتواند خود را در زمان رخداد یک موضوع از قبل پیش بینی نشده کنترل و مدیریت بطی ء و در نهایت فاجعه ای این چنینی رخ دهد.

ما با جامعه ای لبریز تنش روبه رو هستیم که طاقت آوری در آن به شدت کاهش پیدا کرده است و این موضوع نجفی و انسان عادی نمی شناسد و به همین دلیل معتقدم باید افراد یاد بگیرند که چگونه با مشکلات بر بیایند، استرس هایشان را مدیریت کنند و براعصاب خویشتن مسلط باشند. بوسیله خصوص افرادی که درون جامعه شناخته شده و یا بوسیله نوعی سلبریتی و الگو محسوب می شوند و هر اقدام ناهنجارشان می تواند تبدیل به حادثه اثرگذار تلخ در جامعه بدل شود. بدون تردید تبعاتی که رفتار سوء این افراد برجامعه دارد بسیار از افراد معمولی خواهد وجود و بدون تردید خشونت از سوی این قشر بیشتر می تواند انگیزه بروز پرخاشگری و خشونت در جامعه شود.

ضمن اینکه قبح یک سری موضوعات در اجتماع تیمار می ریزد. در سال های اخیر نگاه کنید تاچه اندازه خشونت درون میان مردم بیشتر شده است. از نزاع های خیابانی خمود تا رفتار مردم با یکدیگر ما شاهد بروز خشم و عصبانیت هستیم و به همین دلیل ریشه های بروز خشونت درون اجتماع به شکل های مختلف باید مورد توجه قرار گیرد؛ بوسیله خصوص خشونت داخل کانون قوم ها جایی که باید نشر دهنده مهربانی و محبت باشد.

خانواده باید الگویی باشد بخاطر فرزندان ما به نشانی آیندگان ما ولی آنچه این روزها دیده می شود این است که بحران تو حلقه خانواده ها و به قفا آن اجتماع بیداد می یواش. اجتماع ایران چه مسئولان بخواهند بپذیرند و چه آن را رد کنند؛ دچار خشم، افسردگی و عصبانیت گسترده شده و باید منبع های آن را شناسایی و برطرف کرد و بایگانی خاله محمدعلی نجفی می تواند یک نشانه بانگ آمیز باشد.

یادداشت-شعر نیستی یک امتیاز مطلع 

امیرحسین جلالی ندوشن- روانپزشک

کارنامه علمی و اجرایی محمدعلی نجفی هنگام ۲ نصیب که از ماجرای عقب مانده و تراژیک قتل شوهر دوم وی میترا لله می گذرد، بسیار متجاوز گفته و خوانده شده. او در بیشتر دوران پرورش در ایران و آمریکا و در رشته دشواری چون ریاضی نمره یک و یا ممتاز بوده است. وی تا بالاترین مقامی که یک شخصیت دیپلماتیک غیرروحانی داخل جمهوری اسلامی ایران می تواند هنگام درنگ یعنی ریاست جمهوری نیز مطرح شد و بسیاری کسان وی را بهترین گزینه برای نامزدی یک سیلان سیاسی داخل یکی از ادوار اخیر انتخابات می دانستند. منهای ۸سالی که برکنار از محاکمه بود، او از سال ۱۳۵۹ همواره دست اندرکار پست های وزارتی و اجرایی مهمی بوده و البته در مسئله سیاسی خود، هموار چهره ای مورد احترام و بانفوذ. از سویی، حتی همسر وی که حدود ۴۲ سال با او سابقه زندگی مشترک دارد، سپس از این همه ادبیات بدنام کننده، عاری گلایه و کناره جویی، بامداد روز بعد از دستگیری نجفی بوسیله افترا قتل، عین بوسیله ستایش از مردی اخلاقی می گشاید که طی یک سال، راه نابودی و زوال را با سرعتی کهکشانی طی کرد.

ادبیات محمدعلی نجفی را باید درون زمان کم ارزش و البته با اتکا بوسیله معلومات کنجکاو پر حرارت مورد تجزیه و تحلیل قرار عدل. به دلایلی متنوع بر این باورم که باید با محمدعلی نجفی و با بخش ای از نزدیکان او فراتر از مباحثه های سیاسی و جناحی یومیه گفت وگوهایی ژرف لباس گیرد تا پرده از رازهایی برداشته شود که زیاد از داستان های دیپلماتیک و جنایی و امنیتی برای جامعه امروز ایران و تبیین وضعیت کنونی آن می تواند ارزشمند باشد. این وجه سمبلیک تو زمانی که اجتماع از تولید و زایش الگوهای خوب خسته است و الگوهای سیاسی رسانه ای، مدنی و اقتصادی آن غوطه در نزاع و ناکارآمدی و میانمایگی هستند، ذبح یک الگوی خوب معنایی فوق العاده بااهمیت دارد که باید مورد کنکاش شدید قرار گیرد.

در فیلم «بید شکاف دار» ساخته درخشان مجید مجیدی لله دانشگاه نابینا و متدین زمانی که بینایی خویشتن را بازمی یابد، چشم خویشتن را باز پهلو جهانی می بیند که با آرمان های او فاصله ای زیاد دارد و بدیع ملتفت می شود دلش چیزهایی را می خواهد که عمری از آنها کناره گیری کرده و از خداوند می خواهد او را دوباره نابینا کند. این تحلیلی موجز و میسر از یک هنرپیشه آشنا به ساعت آن هم سال ها پیش درون مورد وضعیت نسلی است که بوسیله جای نیازهای خود با ایدئولوژی ازدواج کردند.

بی پروایی مقدر شدن ای از سیاستمداران در زندگی مالی یا جنسی یا تجملاتی که از بعضی سراغ داریم را می توان بازشدن چشم در زمان نامناسب و عاطفه خسران در وضعیتی نامتناسب تفریق کرد. اما بوسیله باور من مورد محمدعلی نجفی موردی متفاوت است. او مردی دنیادیده و نصیب مند از بسیاری فرصت ها بوده و نمی توان تحلیلی را که برای عده ای که دچار محرومیت بوده و حالا خود را به خشکی امدن خوان ای گشاده می بینند تو تفریق زوال او بوسیله کار برد. محمدعلی نجفی مشت به خودزنی زد، بوسیله اعتقاد من، به جهت آنکه او میزان کسانی وجود که ۴۰سال در اغتشاش و ویژگی و داخل بایکوت و حصر ناحیه به در و دیوار زدند تا ایران را به اسلوب ای دیگر بسازند.

این مردان زمان حال ناکام پر حرارت از قدیم بربادرفتن همه رویاهای یک عمر خویشتن را می بینند. فریادهای او داخل مورد فساد و رانت در ایالت تهران نمونه ای از آخرین تلاش های یک فرد ناکام برای پس ستاندن آرمان های خود وجود. او که نمی توانست از کس دیگری کیفر بگیرد، پس دست به انتقاد از خود زد و این این طور فجیع به قتل خود دست یازید.
از طلا وجود داشتن پشیمان گشته ایم –  مرحمت فرموده ما را مس کنید

افتتاح باشگاه سالمندان درون محله مهرآباد

کمک فرهنگی و اجتماعی منطقه ۹ شهرداری با تأکید بر آموزش های تخصصی نمایش شده در این جایگاه می گوید: «با توجه به افزایش میزان محضر سالمندان در ایستگاه های تندرستی منطقه از مربیان متخصص اداره ورزش دعوت شد تا دوره های آموزش حرکات ورزشی ویژه افراد بالای ۵۰ سال را داخل گلستان کوکب برگزار کنند. » «شهریار علی پور» افزود: «رله تندرستی ویژه سالمندان حجم پذیرش بیش از ۴۰ سالمند را دارد و پروگرام هایش هر روز از شایسته کردن ۷:۳۰ تا ۸:۳۰ برگزار می شود. » وی با اشاره بوسیله اینکه سرفصل های آموزشی این ایستگاه شامل گوناگون لول های کششی و نرمشی متناسب با افزایش سن و کاهش تحرک، دیر کردن روند تبدیل روغن به عضله، تکنیک هایی برای بالا بردن سطح ایمنی و پایداری بدن و اجرای لول های معتدل ورزشی با ویژگی درمانی، نیز ایجاد شادابی و نشاط است افزود: «فعالیت باشگاه تندرستی سالمندان از فاتحه خرداد اول خواهد شد و تعلق مندان برای آگاهی بیشتر خواه ثبت نام می توانند با شماره ۹۶۰۳۷۶۵۴ تماس بگیرند. »

ابن بطوطه با پادشاه سریلانکا فارسی حرف می زد | همگی در گرجستان چند رباعی خیام را حفظند

زبان های فارسی و یونانی در تزیین معرفتی بشری، تاثیرات بیش گسترده ای داشتند. زبان یونانی، با پروردن مضامین ناجور تنیده و در عین حال پیچیده فلسفی، و زبان فارسی با نظم پیچیده ای از اشعار، متون منثور و آرایه های دلکش، و همچنین سرشار از قدرت تصویرسازی، توانسته با آفرینش های ادبی پیاپی داخل قرون متمادی، همواره قله ای به قله های پیشین بیافزاید و رشته کوهی از فرهنگی صیقل خورده و خاراگون را، در تندباد حوادث تاریخی، بشکوه و نستوه، در دون کتاب و جغرافیای آسیا بنشاند. تکریم از تعبیر فارسی از این جهت، حفاظت از گنجی تاریخی و ذی قیمت است. بوسیله همین علت در صحبت با «حسن انوشه» پژوهشگر تاریخچه دانشگاه کمبریج، استاد کلمه فارسی و سرپرست گروه نویسندگان دانشنامه زبان فارسی، به مرورِ میراث پرارج تعبیر فارسی در گستره ای به درازنای تاریخ و پهنای جغرافیای آسیایی، پرداخت شده است. شما مجموعه آثاری دارید درون رابطه با دانشنامه بزرگ ادب فارسی که از حوزه آناتولی تا بالکان و شبه قاره افغانستان است. چرا اصطلاح فارسی تو قرون گذشته در اکثر نقاط آسیایی بسط یافته بود؟

علتش این است که ما برای مدتی نسبتا طولانی، تفوق و برتری فرهنگی داشته ایم. این چیرگی فرهنگی ما به ناحیه های مجاور ما سرریز کرد و ما صاحب یک حوزه فرهنگی شدیم که می توانیم اسمش را جهان ایرانی یا مرزوبوم فرهنگی ایرانشهری بگذاریم. این حوزه فرهنگی، شبه قاره را دربرمی گرفته است و آسیای میانه و آسیای صغیر را همچنین تحت فایده داشت و افغانستان که خودش هم اندکی از ایران بوده است. بوسیله مقاطعه ریچاد فرای آمریکایی ایران شرقی وجود…

بله. افغان ها اندوه که پافشاری داشتند اسم مملکتشان را «آریانا» بگذارند همان ایران یا ملک آریایی ها را مدنظر داشته اند. ناحیه فرهنگی ما تا «اوش» بوده است که در مغرب قرقیزستان است و از یک طرف دیگر بی آرامی تا چیمکنت بوده است که در جنوب قزاقستان قرار دارد؛ همچنین سراسر ازبکستان و تاجیکستان امروز را نیز، دربرمی خمود است. داخل عصر پس از اسلام، تاجیکستان خاستگاه زبان فارسی و واژه ایرانی در اطراف سامانیان بوده است. سمرقند، بخارا، چاچ، ترمذ، خجند و … قدری از مرزوبوم شرقی تمدن ما بوده اند. ما از سمت مغرب هم تاثیر گذاشته ایم که شلنگ این تاثیرگذاری تا بوسنی و هرزگوین، جنوب اوکراین، کریمه و حتی جزیره کرت داخل یونان می رسد. تاثیرات فرهنگی داشته ایم که گاهی تا بیرونی اروپا هم پیش رفته است. بعدها بنا به علت هایی ما غروب کردیم و دامنه خاصیت ما کم شد ولی همچنان داخل برخی جاها نفوذ فرهنگی ما پابرجا الباقی است. مقداری از این غروب البته، خراج جهالت ما نیز بوده است. ما درگیر مسائلی شده ایم که از اینجاها بی خبر شده ایم.

نذیراحمد حنفی (پژوهشگر و انسان شناس فقید افغانستانی) می گوید من در جزیره سوماترا تو اندونزی عقل قبری دیده ام که روی آن نوشته شده بود: «بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت / بیاید که ما مقبره باشیم و خشت» که متعلق به گلستان سعدی است. ابن بطوطه می گوید، هنگامی که من بوسیله سریلانکا رفتم، نه من زبان سریلانکایی بلد بودم و خیر شاه سریلانکا زبان عربی بلد بود اما هردوی ما زبان فارسی را می دانستیم. یعنی زبان فارسی، به عبارتی زبان واسطه هم بوده است! اما رفته رفته این دامنه خاصیت اندک شده است. با این حال، هنوز در بنگال، پاکستان و ترکیه زبان فارسی خاصیت دارد و رمان ما را می خوانند. من به یاد دارم که آقای «جمشید گیوناشویلی» ـ قاصد اسبق گرجستان درون ایران ـ بوده اند و این طور می گفت که درون گرجستان حتی راننده های تاکسی، چند رباعی خیام را ـ ولو با قرائت مغلوط ـ اما می توانند از حفظ بخوانند. زمان حال که عده ای مشخص شده اند و پان ترکیسم را خرد کرده اند و تو میادین ورزشی خطاب به شاهنامه ناسزا می گویند، «صمد وورغون» شاعر ملی جمهوری آذربایجان وقتی که در بیمارستان، اجل را به امید نشسته بود، گفته بود که برای غلام رستم و سهراب بخوانید، که من اسایش تر جان بدهم! این گستره ای که زبان فارسی داشته است آیا منفعل از هژمونی سیاسی مانند لشکرکشی های خسرو محمود غزنوی خواه فتوحات داریوش اندوه بوده یا تنها حجم های درونی زبان فارسی عامل این گشادگی بوده؟

ما با هژمونی فرهنگی رفته بودیم. هژمونی دیپلماتیک به این معناست که ما با لشکرکشی به آنجا رفته باشیم در حالی که ما هرگز بنگال نرفته ایم. من به «شانتی میکیتان» رفته بودم که زادگاه تاگور است و موزه ای در آنجا بود که در آن تالیف ای از بابا تاگور حیات که گفته بود: «فخر کردن تاگور این بود، که غلام حافظ کچل دیوان حافظم! ما هرگز به بنگال که نرفته بودیم و تا اینکه امیر تیمور هم که به هند و دهلی رفته بود که از ما نبود. نادر بی آرامی چنانچه رفت به دلایلی دیگر (نظامی) رفته حیات!

البته که خسرو محمود غزنوی، منفعل از کلمه فارسی بود اما باعث بردن کلمه فارسی بوسیله شبه قاره نشده است. در وفاق با داریوش هخامنشی هم باید بگویم که اصطلاح ایرانیان تو آن زمان، تفاوت های متجاوز زیادی با فارسی در عصر حاضر دارد ولی این حرف را قبول دارم که فتوحات عصر هخامنشی، اصطلاح فارسی را در حصه هایی از شبه قاره هند گسترش داد. پانینی که اولیه دستور زبان نویس تاریخ دنیا بوده است از محدوده ای از هند آمده است که در زمان هخامنشیان جز ایران بوده است. یعنی داریوش اول هخامنشی حزن آن محدوده ها را بوسیله ساتراپ های ایران افزودن کرده وجود.

ما تا شرق و پاکستان و تا بر سند را درون اصالت داشتیم. من تاریخچه را بسیار خوانده ام و می توانم بگویم که ما هیچ واکنش سیاسی در این نواحی نداشته ایم. ممکن است سلطان محمود به این نواحی می رفته و غارت کرده و برمی گشته است اما این باعث این نمی شد که اصطلاح ما به آنجا برود. مگر سلطان محمود چقدر فرمانروایی کرد؟ نفوذ فرهنگی ما با نفوذ سیاسی همراه نبوده بلکه هژمونی فرهنگی بوده است و این سرکردگی فرهنگی، هرگز اثر جزیی محاکمه بوسیله خود نگرفت. زبان دربار عثمانی – که دشمن ایران بوده است – فارسی است و هیچگاه مکاتبه خواه فرمانی به اصطلاح ترکی از سلاطین مقدماتی و میانی عثمانی، در دست نیست؛ یا تعبیر دربار هند، که فارسی بوده است.

شاه سلیم عثمانی که با امپراتور اسماعیل صفوی جنگید، دیوانی به زبان فارسی دارد. سلطان سلیمان قانونی (با شکوه) غصه دیوان فارسی دارد. این دیوان ها را در زمانی که آلمان ها می خواستند که امپراطوری عثمانی به آنها نزدیک شود و جلب قلوب کنند، برخی از این دیوان ها را در برلین طبع می کردند که حتی ترجمه های ترکی این آثار ـ که اصلا فارسی هستند ـ نارسایی زیاد دارند. ما تفوق فرهنگی داشته ایم. آنها با نزاکت ما هیچگاه دشمنی نداشتند. با شاه اسماعیل و این ها دشمنی داشتند. چراکه شاه اسماعیل طالب این حیات که داخل آناتولی واکنش سیاسی داشته باشد و آنها هم جلوگیری کردند. یکی از پشتوانه های هر زبانی، دستاوردهای علمی آن کلمه و نطق وران آن اصطلاح است و همین طور قدرت اقتصادی هر زبانی بسیار پر وقار است؛ آیا گستره علمی ایران به ویژه در عصر طلایی قرن سه گانه تا شش هجری و قدرت اقتصادی اش اثری بر این گستردگی داشته یا خیر؟

لابد می توانسته داشته باشد اما تعبیر فارسی یکی از انفراد هایش این است که زبان قریحه است. بوسیله همین خاطر، اهالی دیگر ملک ها را به خود، جذب می کرده است. ما از طریق سعدی، خیام، مولانا و نگهبان و … به بسط فرهنگ جهانی خدمت کردیم. زیرا ما از چیزهایی واج می گفتیم که آنها نشنیده بودند و برایشان تری داشت. این لطافت اندیشه ما سبب شد که دیگران بوسیله دانستن زبان ما انتظار پدیدار کنند. کنت دوگوبینوی فرانسوی هم تعبیر فارسی را آبگینه حصاری خیال های پرداخت خورده می دانست…

بله ما از زبان خیام و حافظ حرف های یدکی گفته ایم. تو هند آقایی هست به نام مان موهان رای. ایشان از سازش طلبان بزرگ هند در قرن نوزدهم بوده است و یک کتاب درباره یک بیت از حافظ تالیف است: آن بیت این است «مباش در اثر آزار و هرچه خواهی کن/ که درون شریعت ما غیر این گناهی ازاله» کسی می گوید: «من می اندیشم پس هستم» و با این دست افزار جهانی می شود. ما نمی توانیم با یک بیت جهانی شویم؟ داریوش شایگان اثری زیر نشانی پنج اقلیم حضرت دارد و در آن بحث شاعرانگی ایرانیان را مطرح می درنگ. بوسیله این معنا که ایرانیان شاعرانه می اندیشند و زیست می کنند؛ آیا این وجه شاعرانه می تواند به خشکی امدن وجوه دیگر زیست ایرانیان تو گذشته و حال غلبه کند؟

بله همین طور است و این پی بسیار جذاب است. زمانی گفته بودند که درون تعبیر انگلیسی کسی نمی تواند با قرائت کردن شعری آشتی یواش! و تو جایی گفته بودند درون فرانسه امکان ندارد که عددی بوسیله کسی بزنید و او در پاسخ با شعری از بودلر خواه لامارتین و شعرای دیگر بوسیله شما جواب دهد. درحالی که تو ایران، تو کوچه و بازار، عموم ای می گویید و کسی با بیتی از سعدی به شما جواب می دهد! مردم عادی حتی با شعری از یک شاعر استدلال هم می کنند. از نظر شما برهان رخداد این پدیده چیست؟

این از ذوق ماست.  سرمنشاء این ذوق کجاست و چرا در ملت های دیگر این طور نیست؟

این که چرا این طور است را نمی دانم ولی مردم ایران بیشتر مردمِ بیرونی بوده اند. بیشتر اهل صلح و صفا بوده اند. شاعری در شوروی بوده است به نام «فگه یسنین» که درون جوانی از دست استالین خودکشی کرد!

البته گفته می شود که کشته شد و این که خودکشی کرده است تبلیغات شوروی بوده است…پرت هم نیست؛ بوسیله هر حال از آن انقلاب سرخورده وجود. وی ناخواسته نگهبان بود، تا جایی که گفته وجود مرا ببرید تا حافظ را ببینم. وی را تا یکی از شهرهای قفقاز آوردند و قبری را به وی نشان دادند و گفتند که این قبر حافظ است و او خلوت گرفت! داخل تاجیکستان معتقدند هرکس سه بار خاک حافظ را زیارت کند حاجی می شود! درون دوره استالین که نمی گذاشتند زیر سر نوزاد بوسیله جهان آمده قرآن بگذارند آنها دامن سر بچه هایشان دربار حافظ می گذاشتند و این ضابطه شده است و بعد از رفتن استالین حزن همچنان این کار را می کردند! این گستره نفوذ اگر بیش وسیع باشد اصطلاح را خارج از کنترل ایران فراغت نمی دهد؟ یعنی هژمونیک وجود داشتن ایران کنار اصطلاح فارسی را از بین نمی برد؟

اگر منظورتان تغییراتی است که مقدور است آنها درون تعبیر خلق کردن کنند، بله! همین طور است. شفاهی که در تاجیکستان به حکم می جوی با زبانی که در اینجا به فقره می بریم مقداری فرق می نرم. ما فارسی هندوستانی هم داریم. غلام کتابی به رشته تحریر درآوردم، عرشه نشانی «فارسی ناشنیده»؛ که حدود ده هزار اسم خاص پیدا کرده ایم که طرز ای از زبان فارسی است که در افغانستان استفاده روزانه دارد و در ایران اصلا انسان معمولی، آنها را نمی شناسند. زبان مرسوم درون افغانستان بیشتر به فارسی دری و میانه نزدیک است و زبان رایج در ایران، تا آن اندازه کلاسیک نیست…

بله. بعد از اسدی طوسی و نگارش اثر لغت فٌرَس، ما این تغییراتی کردیم. در آذربایجان شعرایی بودند که می گفتند ما شعر خراسان را نمی فهمیم! چرا که در ادبیات خراسان، لغت سغدی وجود و این ها به برهان دوری نمی شناختند و وی آمد و لغات سغدی را بخاطر آنها معنی کرد. البته ارتشی در آذربایجان، زیاد خراسانی می عزم. یا خاقانی و مهستی گنجوی…

خاقانی به عصر ما نزدیک نم است. مجیرالدین بیلقانی و عصفوری و قطران تبریزی در قرون بالاتری بودند. سرباز چطور؟

سپاهی این آثار را می خواند و می فهمید. نظامی مربوط بوسیله صد ششم است.  راجع به تاثیر فارسی و مصادیق آن توضیح می دهید؟ حکیم ناتل خانلری پیش از انقلاب رساله ای نوشته بودند پایین تر عنوان «تاثیر زبان پارسی بر زبان تازی پیش از اسلام» که اکنون بسیار کم پیدا می شود. آیا در ساختارسازی زبان عربی، زبان فارسی نقش داشته است؟ از این جهت که افرادی بسان ابن سیبویه و موثق مبنا نصر سیستانی تو طراحی قواعد زبان عربی بیش اثرگذاری کردند…

در ساختارسازی ممکن است تا این اندازه تاثیر نداشته است اما واژه ها که درون واژه عربی آن چنان که ما داریم، آنها تیمار دارند. آنها غصه کلمه های ما را گفتند و هوشیار زبان خودشان کردند و این تیمار مربوط به پیش از اسلام بوده است و این طور گفته می شد که زبان هایی که از زبان فارسی به اصطلاح عربی رفته است بوی تجمل می دهد. همان طور که کلمه هایی که از ترکی آسیای میانه به فارسی می آید، بوی خشونت می دهد. واژه هایی بسان چماق، قلچماق، چاقو و قاچاق! تاثیرش بر تعبیر هایی مثل سانسکریت و زبان های دیگر منطقه ای و ترکی آناتولی چطور بوده ست؟

من نمی دانم این خاصیت به خشکی امدن کلمه ترکی آناتولی چقدر بوده است. مثلا این آقایی که کشته شد قاشقچی حیات که در عنصر قاشقجی بوده است و ترک نسل است. شخص دیگری است که اتفاقا داخل دانشگاه تهران درس خوانده است به نام محمد التونجی که در واقع آلتونچی یا زرگر است و ال آن عربی ازاله و آلتون به کلمه ترکی بوسیله انتزاعی طلاست و این تاثیرات بر عربی هم هست. اراده تاثیر فارسی پیاده شدن ترکی آناتولی است…

فایده فارسی که خیلی است. آتاتورک مبارزه کرد که زبان فارسی از زبان ترکی بیرون رود ولی قاهر نشد و هنوز هم زبان فارسی در کلمه ترکی نفوذ کردن فراوان دارد. چنان که سعی کرد زبان عربی را هم از زبان ترکی بیرون آورد و این کار اشتباه است چراکه اگر زبانی از زبان های دیگر تاثیر نگیرد خواهد مرد. نخست وزیر پاکستان چند نفس پیش به ایران آمده بود و گفت که اگر استعمار انگلستان دویست سال پیش بوسیله قلمرو های هندوستان نیامده حیات غلام الان نیاز بوسیله مترجم نداشتم و فارسی صحبت می کردم. پرسیدن این است که روانی استعمار در شبه قاره با اصطلاح فارسی ضدیت داشته است؟ و چرا؟ در حالی که بسیاری زبان های دیگر در هند حیات داشتند که با آنها مشکلی نداشت…

این به این دلیل است که زبان فرهنگی داخل شبه قاره، فارسی بوده است. شاهان آنجا به فارسی دست افزار می زدند. گورکانیان، عادل شاهیان، قطب شاهیان همه به فارسی تکلم و نگارش می کردند. در اقبال گورکانی که شرط دخول به خدمات دولتی، دانستن زبان فارسی بوده است و این باعث شده است که این همه اسم خاص نامه داخل شبه قاره تصنیف شود. از آنندراج و رشیدی گرفته تا فرهنگ نظام. ما تو ایران و در اصطلاح فارسی، هرگز به لغت روزنامه «فرهنگ» نمی گفتیم. این هندی ها بودند که به آن، فرهنگ گفتند چرا که تفکر می کردند که هرکس این تاریخچه ها را بخواند، بافرهنگ می شود! نام فرهنگ را برای تاریخچه لغت ما از هندی ها گفتیم. اینکه ما درون دوران صفوی گفتیم ادب دلیل قاطع، در واقع این را از هندی ها محزون بودیم. به هر حال باید بگویم که زبان فارسی، اثرگذاری زیاد خاص و متفاوتی بر فرهنگ ملت ها و کشورهای هر دو سوی ایران داشت.

منبع :خبرگزاری ایلنا