کالبدشکافی یک فاجعه | چرا نجفی؟

اصلا این پیوستگی ملک را به یک بهت فرو برد؛ محمد علی نجفی که با روی کار آمدن دولت حسن روحانی، معلمان ملک تو طوماری منتظر انتخاب او به نشانی وزیر آموزش و پرورش شدند و چند صباح سپس وقتی شهردار تهران شد همه می گفتند خودش را باید برای دور بعد اینده ریاست جمهوری آماده کند، چرا مرتکب قتل شده است؟

تصورش هم حتی شیرهدار است که محمد علی نجفی نفر اول کنکور، دانشجوی نمره اول دانشگاه شریف در رشته ریاضی، تحصیلکرده دانشگاه ام ای تی آمریکا، استاد دانشگاه شریف، وزیر اسبق علوم و تحقیقات، محبوب ترین وزیر آموزش و پرورش پس ازآن از انقلاب، رئیس اسبق سازمان برنامه و بودجه، عضو پیشین شورای شهر، مهتر اسبق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و درون نهایت شهردار اسبق تهران به قتل همسرش پیش روی کند.

پرونده کشتار شوهر دوم محمد علی نجفی درون شرایطی تازه باز شده است که پرونده یکی از حکم کشته ترین سیاستمداران سرزمین بسته شده؛ سیاستمداری که توفانی ترین روزهای زندگی اش را در پیش دارد و هیچ کس رویت عکس او با لباس زندان بوسیله دلیل جنایت همسر دومش را اعتقاد نمی درنگ.

یکی از شاگردان نجفی تو اینستاگرامش برای او یادداشتی نوشته بود: از من چنانچه بپرسید استادمان چگونه تا انتهای تباهی رفت، پاسخم «تکیه بوسیله لحظه بیش از حد» بود. ابد حس عجیبی از کنترل تمام به خشکی امدن اوضاع داشت. همیشه همگی جواب ها را می دانست. کنار قله درایت و منطق نشسته حیات و فکر می کرد آنجا جایش امن است. اما تو این جهان هیچگاه جا بخاطر فرزندان آدم امن نیست.

دکتر نجفی نمای آدم های تامین را داشت. مطمئن به خودشان، به هوششان، به شانس شان و مطمئن بوسیله اینکه باز هم حلش خواهند کرد. غلام از آدم های مطمئن می ترسم. هیچگاه چیز از هیچ انسانی بعید محو و ما هم انسانیم. داستان استاد ما را که می شنوید، بدانید: «شاید برای شما هم موافقت بیفتد.»

گفتار- بایگانی نجفی جای جریان سازی سیاسی حلق

مجید رضائیان- استاد دانشگاه و پژوهشگر مجله نگاری 

سرگذشت ای که برای شهردار اسبق تهران ائتلاف افتاد و پوشش رسانه ای آن را باید از ۳زاویه مورد وارسی قرار دهیم؛ ابتدا اینکه رسانه های ما تو تصادم اتفاق افتاده به ظاهر آن فقط توجه می کنند و پوشش خبری برای لمحه ای است که اتفاق بی ریا و این در حالی است که برای پیگیری خبری باید بوسیله سراغ گوهر های این حادثه رفت و بوسیله ظاهر آن توجه نکرد؛ چراکه این حوادث ریشه ها و دلایلی دارد که ابتدا باید تا حدی که لزوم دارد، به آنها پرداخته شود و پس ازآن باید به دنباله تصادف که زوایای پنهان دارد، توجه کرد.

نکته دومی که در این ماجرا وجود دارد، کلیدواژه ای است که در اعترافات محمدعلی نجفی وجود دارد و باید به آن توجه کرد. اینکه در اعترافات گفته می شود «می میل اسرار من را فاحش کند و غلام یک سال محبوس این واقعه بودم» این کلیدواژه علامت می دهد که احتمال دارد این سیلان فراتر از موضوعی خانوادگی بوده و جریاناتی در پشت صحنه وجود دارد که ابعاد آن رک نیست. در ادامه باید بوسیله این کلیدواژه پرداخته شود که چه دست و یا دست هایی داخل پشت سر این خانم بوده که مداومت داشته اسرار همسرش را برملا کند.
نکته ته مربوط بوسیله گنجایش ویژگی دکتر نجفی است.

شخصیتی درون سطح دکتر نجفی با این سطح از هوش، نابغه بودن، لله دانشگاه بودن و افتخاراتی که داشته، چطور امکان پذیر است از مسیر اصلی عمر خود خارج شده و عنان اخلاق را از دست بدهد. درس اخلاقی این وقوع باید برای همگی مطرح شود، اینکه هیچ کس مصون از خطا نیست و این اتحاد امکان پذیر است برای هر انفراد پیش بیاید. اگر این ۳ زاویه را تجسس کردیم، پس ازآن باید سراغ بی طرفی رسانه ها برویم.

مسئله تأسف برانگیز داخل ماجرایی که برای طبیب نجفی اتفاق افتاد، این است که برخی رسانه هایی که ادعای ارزشی و اخلاقی بودن دارند، با اینکه از موجودی مدنی و سیاسی دکتر نجفی مطلع بودند، سعی کردند از موضوعی که فراتر از مواضع دیپلماتیک است، با بی اخلاقی جریان سازی کنند. این حادثه، موضوعی حلق که ویژگی بخواهد از آن دفاع و یا بهره برداری سیاسی کند. افراد و رسانه ها باید از دیدن اخلاقی به درجه منهای صفر فصیح باشند که بخواهند از این روانی بهره برداری دیپلماتیک کنند. این جریان آینه ای را در طبق چشمان مخاطبان فراغت داد که برخی از رویت اخلاقی به نعوظ کامل فروپاشیده شده اند و به هیچ چیزی توجه نمی کنند. به هر حال خبرنگار صداوسیما در پوشش خبر این رخداد معزز بود که بی طرفی کامل را رعایت می کرد که این رسانه دچار زکام مخاطب نشود.

گفتار- افسردگی در چهره نجفی مشهود است

  امیرمحمود حریرچی-مددکار اجتماعی و روانشناس

این روزها خبر تأسف باری نقل محفل همگان شده که از چند جهت تکان دهنده است و بهت بسیاری را به همراه داشته است. چرا که اتفاقی که صورت داده مربوط به فردی است که همواره و در هر کود ای از زندگی خود خوشنام، برگزیده و تأثیرگذاربوده وحتی زحمات بسیاری را نیز برای انقلاب و نظم متحمل شده است. حالا دور از انتظارهمگان، اتفاقی رخ داده که گوناگون اتهامات، قضاوت ها و نقدها به سویش آماج می جوی. ازسیاسیون گرفته تا اجتماع شناسان و روانشناسان و حتی مردم عادی همه و همه داخل باره اش گفتگو می کنند.

ولی آنچه بسیار از همگی جای تأسف دارد بهره برداری های سیاسی است که از این ماجرا در حال ادا است. موضوعی که تبدیل شده بوسیله یک مسئله سیاسی و جناحی؛ آن هم بخاطر موضوعی که هنوز چرایی آن شفاف و روشن محو. ولی هزاران استدلال و اظهارنظر از هر طیف و سن و سالی شنیده می شود. قضاوت هایی که درست یا نادرست بودن شان باید منوط شود به فاحش شدن نهایی قضیه اما در جامعه ما این ضابطه گویی عادی شده که با هر رخدادی هر کسی در هر درجه و جایگاهی به خود اذن می دهد تا اظهارنظرهای متعددی داشته باشد.

تا اینکه تماشاچی هستیم که افراد به اظهارنظر و نقد بسنده نمی کنند و بوسیله تحلیل هایی توامان با نیش و کنایه نیز رو می آورند. این در حالی است که هیچ محدودیت تا در وضعیت قرین فراغت نگیرد نمی تواند شرایط موجود را حس و قضاوت کند، اما کارگر که در میان مردم ما متجاوز مد شده این است که به فراغت یکدیگر را قضاوت می کنند؛ عاری اینکه شرایط روحی و قضیه و تا اینکه جسمی فرد مورد نظر را بشناسند و آن را حس کنند.

خوب است بدانیم همه ما داخل لحظاتی از زندگی خود می توانیم دستخوش اختلالات روان شویم به خصوص اینکه یک چهارم جامعه ما بنابر آمار به طرز ای با موضوع اختلالات سیلان درگیرهستند. پس چگونه انتظار داریم که یک مسئول ازاین سیلان دور باشد؟ درحالی که صورت دادن چنین اتفاقی بخاطر هرکسی درون هر سطحی از جامعه می تواند رخساره دهد. ضمن اینکه وضعیت موجود نشان می دهد که آقای نجفی نه وضعیت جسمانی مطلوبی را در چندماه اخیرداشته اند و خیر شرایط فکری و حتی افسردگی در بود ایشان پدیدار است و خونسردی بیش از وزن پس از تصادم جرم نیز خویشتن به نوعی گویای همین موضوع است.

از رویت روانشناسی موضوعات ریشه ای و زمینه های بسیاری وجود دارد که می تواند موجب شود تا فردی هر چند باثبات و خونسرد و ثابت قدم دست به اقدامی بزند که بدون تردید پشیمانی به همراه دارد و باید بررسی شود که چرا شخصیتی با چنین مشخصاتی دچار چنین فروپاشی می شود؛ اما آنچه حیات دارد این است که جنون در انسان اتفاقی است و دریک حین که بی مانند اصلا متوجه نیست قیافه می دهد؛ یعنی اینکه آستانه تحمل او آن چنان پایین بیاید که نتواند خود را در زمان رخداد یک موضوع از قبل پیش بینی نشده کنترل و مدیریت بطی ء و در نهایت فاجعه ای این چنینی رخ دهد.

ما با جامعه ای لبریز تنش روبه رو هستیم که طاقت آوری در آن به شدت کاهش پیدا کرده است و این موضوع نجفی و انسان عادی نمی شناسد و به همین دلیل معتقدم باید افراد یاد بگیرند که چگونه با مشکلات بر بیایند، استرس هایشان را مدیریت کنند و براعصاب خویشتن مسلط باشند. بوسیله خصوص افرادی که درون جامعه شناخته شده و یا بوسیله نوعی سلبریتی و الگو محسوب می شوند و هر اقدام ناهنجارشان می تواند تبدیل به حادثه اثرگذار تلخ در جامعه بدل شود. بدون تردید تبعاتی که رفتار سوء این افراد برجامعه دارد بسیار از افراد معمولی خواهد وجود و بدون تردید خشونت از سوی این قشر بیشتر می تواند انگیزه بروز پرخاشگری و خشونت در جامعه شود.

ضمن اینکه قبح یک سری موضوعات در اجتماع تیمار می ریزد. در سال های اخیر نگاه کنید تاچه اندازه خشونت درون میان مردم بیشتر شده است. از نزاع های خیابانی خمود تا رفتار مردم با یکدیگر ما شاهد بروز خشم و عصبانیت هستیم و به همین دلیل ریشه های بروز خشونت درون اجتماع به شکل های مختلف باید مورد توجه قرار گیرد؛ بوسیله خصوص خشونت داخل کانون قوم ها جایی که باید نشر دهنده مهربانی و محبت باشد.

خانواده باید الگویی باشد بخاطر فرزندان ما به نشانی آیندگان ما ولی آنچه این روزها دیده می شود این است که بحران تو حلقه خانواده ها و به قفا آن اجتماع بیداد می یواش. اجتماع ایران چه مسئولان بخواهند بپذیرند و چه آن را رد کنند؛ دچار خشم، افسردگی و عصبانیت گسترده شده و باید منبع های آن را شناسایی و برطرف کرد و بایگانی خاله محمدعلی نجفی می تواند یک نشانه بانگ آمیز باشد.

یادداشت-شعر نیستی یک امتیاز مطلع 

امیرحسین جلالی ندوشن- روانپزشک

کارنامه علمی و اجرایی محمدعلی نجفی هنگام ۲ نصیب که از ماجرای عقب مانده و تراژیک قتل شوهر دوم وی میترا لله می گذرد، بسیار متجاوز گفته و خوانده شده. او در بیشتر دوران پرورش در ایران و آمریکا و در رشته دشواری چون ریاضی نمره یک و یا ممتاز بوده است. وی تا بالاترین مقامی که یک شخصیت دیپلماتیک غیرروحانی داخل جمهوری اسلامی ایران می تواند هنگام درنگ یعنی ریاست جمهوری نیز مطرح شد و بسیاری کسان وی را بهترین گزینه برای نامزدی یک سیلان سیاسی داخل یکی از ادوار اخیر انتخابات می دانستند. منهای ۸سالی که برکنار از محاکمه بود، او از سال ۱۳۵۹ همواره دست اندرکار پست های وزارتی و اجرایی مهمی بوده و البته در مسئله سیاسی خود، هموار چهره ای مورد احترام و بانفوذ. از سویی، حتی همسر وی که حدود ۴۲ سال با او سابقه زندگی مشترک دارد، سپس از این همه ادبیات بدنام کننده، عاری گلایه و کناره جویی، بامداد روز بعد از دستگیری نجفی بوسیله افترا قتل، عین بوسیله ستایش از مردی اخلاقی می گشاید که طی یک سال، راه نابودی و زوال را با سرعتی کهکشانی طی کرد.

ادبیات محمدعلی نجفی را باید درون زمان کم ارزش و البته با اتکا بوسیله معلومات کنجکاو پر حرارت مورد تجزیه و تحلیل قرار عدل. به دلایلی متنوع بر این باورم که باید با محمدعلی نجفی و با بخش ای از نزدیکان او فراتر از مباحثه های سیاسی و جناحی یومیه گفت وگوهایی ژرف لباس گیرد تا پرده از رازهایی برداشته شود که زیاد از داستان های دیپلماتیک و جنایی و امنیتی برای جامعه امروز ایران و تبیین وضعیت کنونی آن می تواند ارزشمند باشد. این وجه سمبلیک تو زمانی که اجتماع از تولید و زایش الگوهای خوب خسته است و الگوهای سیاسی رسانه ای، مدنی و اقتصادی آن غوطه در نزاع و ناکارآمدی و میانمایگی هستند، ذبح یک الگوی خوب معنایی فوق العاده بااهمیت دارد که باید مورد کنکاش شدید قرار گیرد.

در فیلم «بید شکاف دار» ساخته درخشان مجید مجیدی لله دانشگاه نابینا و متدین زمانی که بینایی خویشتن را بازمی یابد، چشم خویشتن را باز پهلو جهانی می بیند که با آرمان های او فاصله ای زیاد دارد و بدیع ملتفت می شود دلش چیزهایی را می خواهد که عمری از آنها کناره گیری کرده و از خداوند می خواهد او را دوباره نابینا کند. این تحلیلی موجز و میسر از یک هنرپیشه آشنا به ساعت آن هم سال ها پیش درون مورد وضعیت نسلی است که بوسیله جای نیازهای خود با ایدئولوژی ازدواج کردند.

بی پروایی مقدر شدن ای از سیاستمداران در زندگی مالی یا جنسی یا تجملاتی که از بعضی سراغ داریم را می توان بازشدن چشم در زمان نامناسب و عاطفه خسران در وضعیتی نامتناسب تفریق کرد. اما بوسیله باور من مورد محمدعلی نجفی موردی متفاوت است. او مردی دنیادیده و نصیب مند از بسیاری فرصت ها بوده و نمی توان تحلیلی را که برای عده ای که دچار محرومیت بوده و حالا خود را به خشکی امدن خوان ای گشاده می بینند تو تفریق زوال او بوسیله کار برد. محمدعلی نجفی مشت به خودزنی زد، بوسیله اعتقاد من، به جهت آنکه او میزان کسانی وجود که ۴۰سال در اغتشاش و ویژگی و داخل بایکوت و حصر ناحیه به در و دیوار زدند تا ایران را به اسلوب ای دیگر بسازند.

این مردان زمان حال ناکام پر حرارت از قدیم بربادرفتن همه رویاهای یک عمر خویشتن را می بینند. فریادهای او داخل مورد فساد و رانت در ایالت تهران نمونه ای از آخرین تلاش های یک فرد ناکام برای پس ستاندن آرمان های خود وجود. او که نمی توانست از کس دیگری کیفر بگیرد، پس دست به انتقاد از خود زد و این این طور فجیع به قتل خود دست یازید.
از طلا وجود داشتن پشیمان گشته ایم –  مرحمت فرموده ما را مس کنید