ابن بطوطه با پادشاه سریلانکا فارسی حرف می زد | همگی در گرجستان چند رباعی خیام را حفظند

زبان های فارسی و یونانی در تزیین معرفتی بشری، تاثیرات بیش گسترده ای داشتند. زبان یونانی، با پروردن مضامین ناجور تنیده و در عین حال پیچیده فلسفی، و زبان فارسی با نظم پیچیده ای از اشعار، متون منثور و آرایه های دلکش، و همچنین سرشار از قدرت تصویرسازی، توانسته با آفرینش های ادبی پیاپی داخل قرون متمادی، همواره قله ای به قله های پیشین بیافزاید و رشته کوهی از فرهنگی صیقل خورده و خاراگون را، در تندباد حوادث تاریخی، بشکوه و نستوه، در دون کتاب و جغرافیای آسیا بنشاند. تکریم از تعبیر فارسی از این جهت، حفاظت از گنجی تاریخی و ذی قیمت است. بوسیله همین علت در صحبت با «حسن انوشه» پژوهشگر تاریخچه دانشگاه کمبریج، استاد کلمه فارسی و سرپرست گروه نویسندگان دانشنامه زبان فارسی، به مرورِ میراث پرارج تعبیر فارسی در گستره ای به درازنای تاریخ و پهنای جغرافیای آسیایی، پرداخت شده است. شما مجموعه آثاری دارید درون رابطه با دانشنامه بزرگ ادب فارسی که از حوزه آناتولی تا بالکان و شبه قاره افغانستان است. چرا اصطلاح فارسی تو قرون گذشته در اکثر نقاط آسیایی بسط یافته بود؟

علتش این است که ما برای مدتی نسبتا طولانی، تفوق و برتری فرهنگی داشته ایم. این چیرگی فرهنگی ما به ناحیه های مجاور ما سرریز کرد و ما صاحب یک حوزه فرهنگی شدیم که می توانیم اسمش را جهان ایرانی یا مرزوبوم فرهنگی ایرانشهری بگذاریم. این حوزه فرهنگی، شبه قاره را دربرمی گرفته است و آسیای میانه و آسیای صغیر را همچنین تحت فایده داشت و افغانستان که خودش هم اندکی از ایران بوده است. بوسیله مقاطعه ریچاد فرای آمریکایی ایران شرقی وجود…

بله. افغان ها اندوه که پافشاری داشتند اسم مملکتشان را «آریانا» بگذارند همان ایران یا ملک آریایی ها را مدنظر داشته اند. ناحیه فرهنگی ما تا «اوش» بوده است که در مغرب قرقیزستان است و از یک طرف دیگر بی آرامی تا چیمکنت بوده است که در جنوب قزاقستان قرار دارد؛ همچنین سراسر ازبکستان و تاجیکستان امروز را نیز، دربرمی خمود است. داخل عصر پس از اسلام، تاجیکستان خاستگاه زبان فارسی و واژه ایرانی در اطراف سامانیان بوده است. سمرقند، بخارا، چاچ، ترمذ، خجند و … قدری از مرزوبوم شرقی تمدن ما بوده اند. ما از سمت مغرب هم تاثیر گذاشته ایم که شلنگ این تاثیرگذاری تا بوسنی و هرزگوین، جنوب اوکراین، کریمه و حتی جزیره کرت داخل یونان می رسد. تاثیرات فرهنگی داشته ایم که گاهی تا بیرونی اروپا هم پیش رفته است. بعدها بنا به علت هایی ما غروب کردیم و دامنه خاصیت ما کم شد ولی همچنان داخل برخی جاها نفوذ فرهنگی ما پابرجا الباقی است. مقداری از این غروب البته، خراج جهالت ما نیز بوده است. ما درگیر مسائلی شده ایم که از اینجاها بی خبر شده ایم.

نذیراحمد حنفی (پژوهشگر و انسان شناس فقید افغانستانی) می گوید من در جزیره سوماترا تو اندونزی عقل قبری دیده ام که روی آن نوشته شده بود: «بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت / بیاید که ما مقبره باشیم و خشت» که متعلق به گلستان سعدی است. ابن بطوطه می گوید، هنگامی که من بوسیله سریلانکا رفتم، نه من زبان سریلانکایی بلد بودم و خیر شاه سریلانکا زبان عربی بلد بود اما هردوی ما زبان فارسی را می دانستیم. یعنی زبان فارسی، به عبارتی زبان واسطه هم بوده است! اما رفته رفته این دامنه خاصیت اندک شده است. با این حال، هنوز در بنگال، پاکستان و ترکیه زبان فارسی خاصیت دارد و رمان ما را می خوانند. من به یاد دارم که آقای «جمشید گیوناشویلی» ـ قاصد اسبق گرجستان درون ایران ـ بوده اند و این طور می گفت که درون گرجستان حتی راننده های تاکسی، چند رباعی خیام را ـ ولو با قرائت مغلوط ـ اما می توانند از حفظ بخوانند. زمان حال که عده ای مشخص شده اند و پان ترکیسم را خرد کرده اند و تو میادین ورزشی خطاب به شاهنامه ناسزا می گویند، «صمد وورغون» شاعر ملی جمهوری آذربایجان وقتی که در بیمارستان، اجل را به امید نشسته بود، گفته بود که برای غلام رستم و سهراب بخوانید، که من اسایش تر جان بدهم! این گستره ای که زبان فارسی داشته است آیا منفعل از هژمونی سیاسی مانند لشکرکشی های خسرو محمود غزنوی خواه فتوحات داریوش اندوه بوده یا تنها حجم های درونی زبان فارسی عامل این گشادگی بوده؟

ما با هژمونی فرهنگی رفته بودیم. هژمونی دیپلماتیک به این معناست که ما با لشکرکشی به آنجا رفته باشیم در حالی که ما هرگز بنگال نرفته ایم. من به «شانتی میکیتان» رفته بودم که زادگاه تاگور است و موزه ای در آنجا بود که در آن تالیف ای از بابا تاگور حیات که گفته بود: «فخر کردن تاگور این بود، که غلام حافظ کچل دیوان حافظم! ما هرگز به بنگال که نرفته بودیم و تا اینکه امیر تیمور هم که به هند و دهلی رفته بود که از ما نبود. نادر بی آرامی چنانچه رفت به دلایلی دیگر (نظامی) رفته حیات!

البته که خسرو محمود غزنوی، منفعل از کلمه فارسی بود اما باعث بردن کلمه فارسی بوسیله شبه قاره نشده است. در وفاق با داریوش هخامنشی هم باید بگویم که اصطلاح ایرانیان تو آن زمان، تفاوت های متجاوز زیادی با فارسی در عصر حاضر دارد ولی این حرف را قبول دارم که فتوحات عصر هخامنشی، اصطلاح فارسی را در حصه هایی از شبه قاره هند گسترش داد. پانینی که اولیه دستور زبان نویس تاریخ دنیا بوده است از محدوده ای از هند آمده است که در زمان هخامنشیان جز ایران بوده است. یعنی داریوش اول هخامنشی حزن آن محدوده ها را بوسیله ساتراپ های ایران افزودن کرده وجود.

ما تا شرق و پاکستان و تا بر سند را درون اصالت داشتیم. من تاریخچه را بسیار خوانده ام و می توانم بگویم که ما هیچ واکنش سیاسی در این نواحی نداشته ایم. ممکن است سلطان محمود به این نواحی می رفته و غارت کرده و برمی گشته است اما این باعث این نمی شد که اصطلاح ما به آنجا برود. مگر سلطان محمود چقدر فرمانروایی کرد؟ نفوذ فرهنگی ما با نفوذ سیاسی همراه نبوده بلکه هژمونی فرهنگی بوده است و این سرکردگی فرهنگی، هرگز اثر جزیی محاکمه بوسیله خود نگرفت. زبان دربار عثمانی – که دشمن ایران بوده است – فارسی است و هیچگاه مکاتبه خواه فرمانی به اصطلاح ترکی از سلاطین مقدماتی و میانی عثمانی، در دست نیست؛ یا تعبیر دربار هند، که فارسی بوده است.

شاه سلیم عثمانی که با امپراتور اسماعیل صفوی جنگید، دیوانی به زبان فارسی دارد. سلطان سلیمان قانونی (با شکوه) غصه دیوان فارسی دارد. این دیوان ها را در زمانی که آلمان ها می خواستند که امپراطوری عثمانی به آنها نزدیک شود و جلب قلوب کنند، برخی از این دیوان ها را در برلین طبع می کردند که حتی ترجمه های ترکی این آثار ـ که اصلا فارسی هستند ـ نارسایی زیاد دارند. ما تفوق فرهنگی داشته ایم. آنها با نزاکت ما هیچگاه دشمنی نداشتند. با شاه اسماعیل و این ها دشمنی داشتند. چراکه شاه اسماعیل طالب این حیات که داخل آناتولی واکنش سیاسی داشته باشد و آنها هم جلوگیری کردند. یکی از پشتوانه های هر زبانی، دستاوردهای علمی آن کلمه و نطق وران آن اصطلاح است و همین طور قدرت اقتصادی هر زبانی بسیار پر وقار است؛ آیا گستره علمی ایران به ویژه در عصر طلایی قرن سه گانه تا شش هجری و قدرت اقتصادی اش اثری بر این گستردگی داشته یا خیر؟

لابد می توانسته داشته باشد اما تعبیر فارسی یکی از انفراد هایش این است که زبان قریحه است. بوسیله همین خاطر، اهالی دیگر ملک ها را به خود، جذب می کرده است. ما از طریق سعدی، خیام، مولانا و نگهبان و … به بسط فرهنگ جهانی خدمت کردیم. زیرا ما از چیزهایی واج می گفتیم که آنها نشنیده بودند و برایشان تری داشت. این لطافت اندیشه ما سبب شد که دیگران بوسیله دانستن زبان ما انتظار پدیدار کنند. کنت دوگوبینوی فرانسوی هم تعبیر فارسی را آبگینه حصاری خیال های پرداخت خورده می دانست…

بله ما از زبان خیام و حافظ حرف های یدکی گفته ایم. تو هند آقایی هست به نام مان موهان رای. ایشان از سازش طلبان بزرگ هند در قرن نوزدهم بوده است و یک کتاب درباره یک بیت از حافظ تالیف است: آن بیت این است «مباش در اثر آزار و هرچه خواهی کن/ که درون شریعت ما غیر این گناهی ازاله» کسی می گوید: «من می اندیشم پس هستم» و با این دست افزار جهانی می شود. ما نمی توانیم با یک بیت جهانی شویم؟ داریوش شایگان اثری زیر نشانی پنج اقلیم حضرت دارد و در آن بحث شاعرانگی ایرانیان را مطرح می درنگ. بوسیله این معنا که ایرانیان شاعرانه می اندیشند و زیست می کنند؛ آیا این وجه شاعرانه می تواند به خشکی امدن وجوه دیگر زیست ایرانیان تو گذشته و حال غلبه کند؟

بله همین طور است و این پی بسیار جذاب است. زمانی گفته بودند که درون تعبیر انگلیسی کسی نمی تواند با قرائت کردن شعری آشتی یواش! و تو جایی گفته بودند درون فرانسه امکان ندارد که عددی بوسیله کسی بزنید و او در پاسخ با شعری از بودلر خواه لامارتین و شعرای دیگر بوسیله شما جواب دهد. درحالی که تو ایران، تو کوچه و بازار، عموم ای می گویید و کسی با بیتی از سعدی به شما جواب می دهد! مردم عادی حتی با شعری از یک شاعر استدلال هم می کنند. از نظر شما برهان رخداد این پدیده چیست؟

این از ذوق ماست.  سرمنشاء این ذوق کجاست و چرا در ملت های دیگر این طور نیست؟

این که چرا این طور است را نمی دانم ولی مردم ایران بیشتر مردمِ بیرونی بوده اند. بیشتر اهل صلح و صفا بوده اند. شاعری در شوروی بوده است به نام «فگه یسنین» که درون جوانی از دست استالین خودکشی کرد!

البته گفته می شود که کشته شد و این که خودکشی کرده است تبلیغات شوروی بوده است…پرت هم نیست؛ بوسیله هر حال از آن انقلاب سرخورده وجود. وی ناخواسته نگهبان بود، تا جایی که گفته وجود مرا ببرید تا حافظ را ببینم. وی را تا یکی از شهرهای قفقاز آوردند و قبری را به وی نشان دادند و گفتند که این قبر حافظ است و او خلوت گرفت! داخل تاجیکستان معتقدند هرکس سه بار خاک حافظ را زیارت کند حاجی می شود! درون دوره استالین که نمی گذاشتند زیر سر نوزاد بوسیله جهان آمده قرآن بگذارند آنها دامن سر بچه هایشان دربار حافظ می گذاشتند و این ضابطه شده است و بعد از رفتن استالین حزن همچنان این کار را می کردند! این گستره نفوذ اگر بیش وسیع باشد اصطلاح را خارج از کنترل ایران فراغت نمی دهد؟ یعنی هژمونیک وجود داشتن ایران کنار اصطلاح فارسی را از بین نمی برد؟

اگر منظورتان تغییراتی است که مقدور است آنها درون تعبیر خلق کردن کنند، بله! همین طور است. شفاهی که در تاجیکستان به حکم می جوی با زبانی که در اینجا به فقره می بریم مقداری فرق می نرم. ما فارسی هندوستانی هم داریم. غلام کتابی به رشته تحریر درآوردم، عرشه نشانی «فارسی ناشنیده»؛ که حدود ده هزار اسم خاص پیدا کرده ایم که طرز ای از زبان فارسی است که در افغانستان استفاده روزانه دارد و در ایران اصلا انسان معمولی، آنها را نمی شناسند. زبان مرسوم درون افغانستان بیشتر به فارسی دری و میانه نزدیک است و زبان رایج در ایران، تا آن اندازه کلاسیک نیست…

بله. بعد از اسدی طوسی و نگارش اثر لغت فٌرَس، ما این تغییراتی کردیم. در آذربایجان شعرایی بودند که می گفتند ما شعر خراسان را نمی فهمیم! چرا که در ادبیات خراسان، لغت سغدی وجود و این ها به برهان دوری نمی شناختند و وی آمد و لغات سغدی را بخاطر آنها معنی کرد. البته ارتشی در آذربایجان، زیاد خراسانی می عزم. یا خاقانی و مهستی گنجوی…

خاقانی به عصر ما نزدیک نم است. مجیرالدین بیلقانی و عصفوری و قطران تبریزی در قرون بالاتری بودند. سرباز چطور؟

سپاهی این آثار را می خواند و می فهمید. نظامی مربوط بوسیله صد ششم است.  راجع به تاثیر فارسی و مصادیق آن توضیح می دهید؟ حکیم ناتل خانلری پیش از انقلاب رساله ای نوشته بودند پایین تر عنوان «تاثیر زبان پارسی بر زبان تازی پیش از اسلام» که اکنون بسیار کم پیدا می شود. آیا در ساختارسازی زبان عربی، زبان فارسی نقش داشته است؟ از این جهت که افرادی بسان ابن سیبویه و موثق مبنا نصر سیستانی تو طراحی قواعد زبان عربی بیش اثرگذاری کردند…

در ساختارسازی ممکن است تا این اندازه تاثیر نداشته است اما واژه ها که درون واژه عربی آن چنان که ما داریم، آنها تیمار دارند. آنها غصه کلمه های ما را گفتند و هوشیار زبان خودشان کردند و این تیمار مربوط به پیش از اسلام بوده است و این طور گفته می شد که زبان هایی که از زبان فارسی به اصطلاح عربی رفته است بوی تجمل می دهد. همان طور که کلمه هایی که از ترکی آسیای میانه به فارسی می آید، بوی خشونت می دهد. واژه هایی بسان چماق، قلچماق، چاقو و قاچاق! تاثیرش بر تعبیر هایی مثل سانسکریت و زبان های دیگر منطقه ای و ترکی آناتولی چطور بوده ست؟

من نمی دانم این خاصیت به خشکی امدن کلمه ترکی آناتولی چقدر بوده است. مثلا این آقایی که کشته شد قاشقچی حیات که در عنصر قاشقجی بوده است و ترک نسل است. شخص دیگری است که اتفاقا داخل دانشگاه تهران درس خوانده است به نام محمد التونجی که در واقع آلتونچی یا زرگر است و ال آن عربی ازاله و آلتون به کلمه ترکی بوسیله انتزاعی طلاست و این تاثیرات بر عربی هم هست. اراده تاثیر فارسی پیاده شدن ترکی آناتولی است…

فایده فارسی که خیلی است. آتاتورک مبارزه کرد که زبان فارسی از زبان ترکی بیرون رود ولی قاهر نشد و هنوز هم زبان فارسی در کلمه ترکی نفوذ کردن فراوان دارد. چنان که سعی کرد زبان عربی را هم از زبان ترکی بیرون آورد و این کار اشتباه است چراکه اگر زبانی از زبان های دیگر تاثیر نگیرد خواهد مرد. نخست وزیر پاکستان چند نفس پیش به ایران آمده بود و گفت که اگر استعمار انگلستان دویست سال پیش بوسیله قلمرو های هندوستان نیامده حیات غلام الان نیاز بوسیله مترجم نداشتم و فارسی صحبت می کردم. پرسیدن این است که روانی استعمار در شبه قاره با اصطلاح فارسی ضدیت داشته است؟ و چرا؟ در حالی که بسیاری زبان های دیگر در هند حیات داشتند که با آنها مشکلی نداشت…

این به این دلیل است که زبان فرهنگی داخل شبه قاره، فارسی بوده است. شاهان آنجا به فارسی دست افزار می زدند. گورکانیان، عادل شاهیان، قطب شاهیان همه به فارسی تکلم و نگارش می کردند. در اقبال گورکانی که شرط دخول به خدمات دولتی، دانستن زبان فارسی بوده است و این باعث شده است که این همه اسم خاص نامه داخل شبه قاره تصنیف شود. از آنندراج و رشیدی گرفته تا فرهنگ نظام. ما تو ایران و در اصطلاح فارسی، هرگز به لغت روزنامه «فرهنگ» نمی گفتیم. این هندی ها بودند که به آن، فرهنگ گفتند چرا که تفکر می کردند که هرکس این تاریخچه ها را بخواند، بافرهنگ می شود! نام فرهنگ را برای تاریخچه لغت ما از هندی ها گفتیم. اینکه ما درون دوران صفوی گفتیم ادب دلیل قاطع، در واقع این را از هندی ها محزون بودیم. به هر حال باید بگویم که زبان فارسی، اثرگذاری زیاد خاص و متفاوتی بر فرهنگ ملت ها و کشورهای هر دو سوی ایران داشت.

منبع :خبرگزاری ایلنا